 هميشه در دوران دانشجوييمان از وضعيت نظام آموزشي شاكي بوديم.احساس مي كرديم هيچ درسي را درست پاس نميكنيم. با فارغ التحصيلي و ورود به بازار كار تمام اين احساسها به واقعيت ميپيوندد.مشكلات نظام آموزشي نسبت به مشكلات بعد از فارغ التحصيلي ناچيز به نظر ميرسد. تمام سعي ما صرف يافتن كار مناسب ميشود. با شروع كار زندگيمان دچار روزمرگي شده و كاملا از فضاي تحقيق و پژوهش جدا ميشويم. اگر خيلي اهل تحقيق و پژوهش باشيم؛ با تلاش شايد بتوانيم خود را وارد مراكز تحقيقاتي كنيم ولي در آن مراكز نيز ساختارهاي غلط روحيه تحقيقمان را تضعيف ميكند. |